بهشتم باش

ورزشی و خاطرات

تبلیغات تبلیغات

میخونه...

برو و دوراتو بزن ، میرم و دور نمیزنم باز میخونه : عشقی یعنی جای نفرین با دعا یادش کنی خانه اش آباد دلداری مه یارش را فروخت توچال عجیبی بود گرم و پر از شلوغی مغز و خستگی فرداش سر شده بودم خصوصا وقتی اون دادگاه اتفاق افتاد در جا زنگ زدم به تک تک مادرام و باهام همکاری کردن! میدپنی چی فهمیدم ؟ متوجه شدم مردم اعتماد میکنن که بچه هاشون رو میسپارن دستم . اعتمادی که سالها به زحمت به دستش اوردم و واقعا هم اعتباره هم اعتماد کاش روز به روز بیشتر بشه وکمتر نشه
ادامه مطلب

تو چرا برنگشتی یا شایدم ...

اومدم تاتر ، تماشاخانه ملک جالبهکه درست اسم تاتر رو هم نمیدونم ! تشکچه گیرم اومده و البته توی عید تو خواب و بیداری گرفتمش اما چرا؟ شاعری که قراره اینجا یسری چیزا رو دکلمه کنه اسمش برام اشنا بود حتی اسم اونم نمیدونم :) اصلا چرا من اینجام؟ کوچه بالایی پیتزا پانورس هست و مطمعنم بعدش میرم اونجا حالا اصلا چرا اومدم اینجا و اینا رو نوشتم ؟ چون توی ترکم، چون دلم میخواست با خودم حرف بزنم ترک چیز خوبیه یا بد؟ من ماست رو ترک کردم فکر کنم بین ۲۰-۳۰ روزه شیرینی رو هم
ادامه مطلب

حول حالنا به ولله :))

انقدر که اخر سالی عن تو عن شد و همه چی بهم ریخت رفتیم با شبنم بیرون و تجریش گردی و سر از امید پیر سینگ دراوردیم بیکاری من تاثیر کمی تو این بخش نداره اما سرگردونی ادمام زیاده و خسته کننده، فقط میدونم زیاد که بیام میرم و نمیمونم ، دلمو زده تغییر رفتاراش ، مقابله به مثل بچگانه اش ، دل چرکینم و شاد نیستم بگم از چشمم افتاده جمله بهتریه پریروز تو باشگاه داشتم به این فکر میکردم یه هدف برای سال ۰۳ بذارم. بعد یهو گفتم یَک زنانگی ای از خودم بریزم بیرون که....
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها